X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 7 اسفند‌ماه سال 1387




کبوتر بی قرار دل فاصله مشهد الرضا تا مسجد النبی و بقیع را با التهاب طی می کند.

گاهی بر بام سقاخانه ی طلایی ماوا می گیرد ، گاهی بر گنبد خضرا می نشیند وزمانی بر زمین بقیع اما باز هم آرام نمی شود... سنگینی لحظه ها را حس می کنی؟!


سخت است باور رفتن رحمت بی پایانی چون تـــــو از میان آدمیان... تـــــو که

بهترین بنده خدا و زیباترین آفریده اویی... تـــــو که رحمته للعالمینی... ازوصف

مهربانی هایت عاجزم و از شرح دلتنگی خویش در نبودنت... در هر نمازم به

حقانیت رسالت آسمانی ات گواهی می دهم و تو می دانی که چقدر از کوتاهی خویش در به دوش کشیدن پرچم رسالتت شرمسارم... زمانی که ظلمت وجودم طغیان می کند ، در آخرین لحظات دست نوازشی بر سرم می کشی و باز هم من می مانم و فهم ناچیزم از شناخت تـــــو! از شناخت تـــــو و فرزندانت...

از کریم اهل بیت برایت بگویم؟! از شبیه ترین مخلوقات به تـــــو حتی در روزی که به سوی محبوب پر کشید!... از غربت مظلومانه اش و از بی انتهایی کرم و

بخشندگی اش... یا از رئوف ترین ضامن آهو که هنوز هم زنجیر این دل سیاه از

حلقه های پنجره فولادش گشوده نشده... نه مرا چگونه توان درک عظمت اقیانوس؟!!

من همان ماهی کوچکم که تشنه قطره آبی است که اگر به لطف تـــــو به او بخشیده شود شاید اندکی از پرده های غفلت چشمانش کنار رود و گام های کوچکش برای یاری فرزند نجات دهنده ات در مسیر صحیح هدایت شود...سلام بر تــــو ای آخرین فرستاده خدا در زمین که با آمدنت نعمت بر بندگان خدا تمام شد و دینشان کامل .

سلام و درود بی پایان خدا و فرشتگانش بر تـــــو و فرزندانت باد :

                      اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم